سلام ![]()
لالایی خواندنم خوب است
اما در نوبت خودم
همه واژه ها بی اثر می شود .![]()
تنها صداهایی است که می آید و می رود.
بی هیچ اثری و تاثری.
تنها وحشت است و نگرانی
همدم ابن روزهایم .![]()
برای دیگران بی شک خوب بازی می کنم.
چیزی تا پایان نمایش نمانده
پایانی که حتی علم و دانش لعنتی بشر هم
جوابی برایش ندارد. ![]()
سلام ![]()
مرداب بودم
از ترس مواجه با مشکلات
ساکن ، آرام ، تنها و . . .
اگر نبودند
بی شک همان می شدم که می پنداشتند ![]()
فریادهای سر مستانه ام با اعتراضات به حق
آمیخته شد
انرژی جمع شده ناشی از حرص
جز تخلیه به درد دیگری نمی خورد ![]()
و اگر نبودند
بی شک همان می شدم که واهمه داشتم
مرداب
سلام ![]()
یادها را کهنه می کنم
به هراس از دست دادن.
گذشته ها
رنگ حال می گیرد
مرور . مرور . مرور
چندمین شمارش است؟
اشکهایم کجایند؟
ساعت چند است؟
کاش . . .
سلام![]()
بعید است برخی حرفها از بعضی دهانها
اما گفته که می شود
در تک تک سلولها و بافتها رسوخ می کند
موثر تر از آنچه از اهل فنش بیان شود
کلماتی بدین سادگی
با چنین بار معنایی عظیم :
" در آغاز هیچ نبود.
کلمه بود
و آن کلمه
خدا بود."
سلام ![]()
سال نو شد
خانه ها پاک
و لباس ها سپید
ظاهر نو به باطنی کهنه می ارزد؟
سال نو شد
مکر ها تکرار
دروغ ها جدید تر
و تفاوت ها بارز تر
دنیا به این همه رذالت می ارزد؟
سال نو شد
تکرار مکررات آغاز
آزمودن آزموده ها شروع
و حیات از پس هزاران سال جدید
عمر آدمی به این همه کار می ارزد؟