سلام ![]()
یک سلام
یک گام
و تصمیمی آسانتر از نوشیدن آب .
فیلم زندگیم را که می نگرم
نقاط عطفش به همین سادگی است.
وحشت می کنم از آینده.
پس چرا در لحظه آن همه سخت و ترسناک جلوه می کند ؟
اگر احتیاط لازم است , می شود حکایت :
" آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه "
و اگر حماقتها و شیطنتهای بچگانه , می شود حکایت :
" بزن بر طبل بیعاری,که آن هم عالمی دارد "
و در جهانی بدین وسعت
با مو جوداتی به این پیجیدگی,
می شود حکایت . . . ؟
سلام
راهروهای باریک
بوته گل محمدی
درخت ابریشم
صندوقخانه تاریک
آشپزخانه خوشبو
اتاقهای روشن
ملحفه های سپید
فرش دستباف
بشقابهای بلور
تخت خواب چوبی
ساعت کوکی
و پرواز مادربزرگ
سلام ![]()
دانستنی های اکنون
در گذشته گر رخ می نمود
اعمالم " انگ " اشتباه نمی خورد
باورهایم در معرض طوفان قرار نمی گرفت
و امروز
اینقدر پخته و آگاه عمل نمی کردم