تبليغاتX
دختر قجری
دختر قجری
 

 

سلام

 

 یه قصه می خوام بگم.

 

 یه قصه که نمی‌دونم چرا تموم نمی شه.

 

 یه قصه عجیب.

 

 یه قصه که مثل همه قصه‌ها یه عالمه آدم توش بودن.

 

 یه قصه که شاید فقط به خاطر یه حس احمقانه شروع شد.

 

 یه قصه که به خاطر دلسوزی احمقانه‌تری ادامه پیدا کرد.

 

 یه قصه که با کلی دردسر و بدبختی تموم شد.

 

 یه قصه که خیلی ها ادامه‌اش دادن.

 

 یه قصه که خیلی‌ها بی دلیل توش دخالت کردن.

 

 یه قصه که تموم نشده،سرآغاز قصه دیگه‌ای شد.

 

 قصه جدید خوب بود.

 

 قصه جدید همه آدماش دوست‌داشتنی بودن.

 

 قصه جدید به خوشی جلو می رفت.

 

 قصه جدید همه  پل‌ها رو  خراب کرد.

 

 قصه جدید به مشکل که خورد،یاد قدیماش افتاد.

 

 قصه جدید عجیب‌ترین قصه‌ایه که تا حالا شنیدم.

 

 قصه جدید آدماش نمی‌خوان واقع‌بین باشن.

 

 قصه جدید ادامه داره.

 

 قصه جدید با مشکلات زیادی ادامه داره.

 

 قصه جدید آخرش معلوم نیست.

 

 قصه جدید "فکر می‌کنه" فداکاری می کنه.

 

 

 


لينك ثابت | به قلم | موضوع | تاريخ |