سلام
خوشم میآید وقتی دلم میلرزد. وقتی کسی را دوست دارم و دست دست میکنم ببینم او
هم اینگونه است یا نه.
اینکه من و او به هم بیمحلی ميکنیم، گاهی قهر میکنیم
اما زیر زیرکی حواسمان به همه کارهای یکدیگر است.
شبها به هم اساماس میزنیم و بیهوده از کار صحبت میکنیم.
سعی میکنیم هر کدام بهانهای برای خرید داشته
باشیم که با هم بیرون برویم؛ باز هم به روی هم نمیآوریم.
حتی برای جلب توجه، یکدیگر را آزار میدهیم و
موبایلهای هم را میدزدیم و شاید سری هم به inboxهای هم بزنیم.
از آدمهایی که در زندگیمان نیستند میگوییم
تا خیال هم را مطمئن کنیم که تنهاییم.
شوخی میکنیم و از تماس دستهایمان با هم غرق
شعف میشویم؛ حس جالبی است.
گاه میخواهیم هم را در آغوش بگیریم و ببوسیم
اما حتی در آرامترین لحظات هم نمیتوانیم.
یک نفر باید جرات کند و میدانم آن یک نفر من نیستم.
انتظار
گاه خیلی لذتبخش است.
خوشم میآید وقتی دلم میلرزد.