تبليغاتX
دختر قجری - شیما
دختر قجری

سلام

چند شب پیش خواب دیدم که من و شیما در گوانتانامو زندانی هستیم!!!
شکنجه‌مان می‌کردند؛‌ دردی نداشت اما اعصابمان را داغون می‌‌کرد. داشتند شیما را آزاد می‌کردند ولی در لحظه آخر منصرف شدند و دوباره به زندانش آوردند!

شیما و اعصاب راحتش معرف حضور دوستان بسیاری است. صبح که زنگ زدم و خوابم را برایش تعریف کردم گفت: «تو خیلی بیخود کردی. گردش و تفریحت رو با مرجان و فاطمه می‌ری؛ به زندان رفتن که می‌رسه یاد من می‌افتی؟ من از پشت اف‌اف همتونو لو می‌دم.» 

عاشقتم شیما :-*



لينك ثابت | به قلم | موضوع | تاريخ |