سلام
شناسنامهام میگوید جوان هستم اما احساس
میکنم طبیعت سیاسیام بهوت افسرده است! در خیابانها که راه میروم،
تبلیغات هیچ کاندیدایی نظرم را جلب نمیکند.
هیچ کدامشان را مرد این میدان نمیدانم حتی اگر قرار باشد بد را از میان
بدتر انتخاب کنم. وقتی دختر و پسرهای چند سال کوچکتر از خودم را میبینم
که راه افتادهاند و عکس و پلاکارد به دست تبلیغ میکنند، انگار دارم به
احمقانهترین کار دنیا نگاه میکنم. خندهام میگیرد وقتی شال و مانتو و
پیراهن و روسری و مچبند سبز رنگشان را میبینم؛ ذرهای هم دلم به حالشان
میسوزد.
قبلا انقدر به مسائل اجتماعی بیتفاوت نبودم اما نمیدانم از سن و سال است یا تاثیر بیماری بومی سیاستزدگی.
لينك ثابت
|
به قلم |
موضوع |
تاريخ |